گروه خانواده؛ سیده راضیه حسینی: درون میان معضلاتی که ازبرای کودکان و نوجوانان پیش می‌آید، اغلب یک نکته مشترک وجود دارد و آن اینکه اغلب کودکانی که به شکلی مورد تعرض قرار می‌گیرد، به شکل‌ای تربیت نشده‌اند که اعتراض کنند. و از آن تأسف‌بارتر اینکه با پدر و مادرشان هم موضوع را درون میان نمی‌گذارند.  و همین گاهی خود تبدیل به دلیل اصلی وقوع این معضلات می‌شود.

یکی از موارد بسیار جدی از این دست، مسئله آزار جنسی کودکان هست که هم اعتراض کردن و هم مطلع نمودن پدر و مادر، نقش بسیار مهمی درون مصون ماندن کودکان از تبعات جدی آن دارد. چگونه باید فرزندانمان را تربیت کنیم تا بتوانند به محض مواجه شدن با چنین مسئله‌ای، هم توان اعتراض داشته باشند و هم موضوع را با ما درون میان بگذراند؟ با خانم رزا خورشیدی درون این خصوص گفت‌وگو نمودیم. خورشیدی ۲۷ سال هست درون حوزه خانواده تحقیق، ‌ترجمه و تدریس می‌کند و مشاوره می‌دهد و اکنون علاوه بر مشاوره تخصصی به خانواده‌ها درون حال کار روی تز دکترای خود درون رشته خانواده درمانی دانشگاه نرث سنترال آمریکاست.

کافی هست بداند که این حق وی نیست

درون طی این سالیان طولانی کارم بعنوان یک مشاور خانواده، موردهای زیادی دیدم که دهه شصت یا هفتاد زندگی خود بودند، جلوی من درون هم شکستند و فروریختند که ازبرای نخستین به زبان می‌آورند که درون کودکی مورد تعرض جنسی قرار گرفتند. من مطمئنم تعداد کسانی که این رازشان را با خودشان به گور می‌برند، خیلی بیشتر از کسانی هست که می‌گویند. به چه دلیل اینگونه هست؟ آن بچه‌ای که دارد مورد تعرض جنسی قرار می‌گیرد کافی هست یک فریاد بکشد. به چه دلیل این فریاد درون گلوی این بچه خفه شده هست؟

دلیل را باید درون شیوه تربیت فرزندمان جست و جو کنیم. از وقت بچگی وی، عموما تمام هم و غم ما این بوده هست که حرف گوش کن و مطیع باشد و ساکت حرف ما را گوش کند. به این معنی ما بچه هایمان را طوری دفعه می‌آوریم که اعتراض نکنند و اطلاع نداریم که با این شیوه تربیت بچه‌ها، چه خطراتی آن ها را تهدید می‌کند. بچه‌ای که ساکت حرف ما را گوش می‌کند، ساکت حرف همه را گوش می‌کند و زمانی درون مقابل پدر و مادرش قدرت اعتراض ندارد، درون مقابل هیچ کس دیگری ندارد. پس درصورتیکه می‌خواهیم بچه هایمان را مصون دفعه بیاوریم، باید وی را به شکل‌ای تربیت کنیم که ازبرای خود حق اعتراض قائل باشد. و البته این نکته با اهمیت را درون نظر داشته باشیم که اعتراض معنایش گستاخی نیست. 

درون مقابل هر نوع مسأله‌ای که فرزندمان را آزار می‌دهد، وی باید قدرت اعتراض داشته باشد. این مسأله می‌تواند شدت و ضعف داشته باشد و می‌تواند حتی درون رابطه‌های بزرگسالی، درون رابطه دوستی و درون محیط کار آنان نمود پیدا کند. درون واقع خشونت همیشه بصورت تجاوز و بصورت کتک زدن و مانند آن بروز نمی‌کند؛ افرادی که درون محیط کار، همه حتی هم ردیف‌هایشان از آنان سوءاستفاده می‌کنند نیز نوعی خشونت را تجربه می‌کنند.

سه پیش‌فرض ازبرای اعتراض

گاهی افراد نه تنها اعتراض کردن را یاد نگرفته‌اند، بلکه از کودکی هر دفعه خواستند این کار را بکنند، توسط خانواده سرکوب شده‌اند؛ به این خاطر که پدر و مادرشان خواسته‌اند یک فرزند شایسته داشته باشند که حرف گوش کند و صدایش جلوی بزرگتر درون نیاید. این بچه همیشه مقابل پدر و مادر نیست. پس بگذارید درون مقابل شما هم صدایی داشته باشد و اعتراض کند؛ اعتراضی منطقی و مودبانه.

سه پیش فرض من قائل هستم ازبرای اینکه بچه ها نگذارند درون هر سنی مورد تعرض و ظلم قرار بگیرند؛

اول اینکه باید تشخیص دهند که دارد به آنان ظلم می‌شود و سمت مقابل حق این ظلم کردن را ندارد.

دوم باید بلد باشند اعتراض کنند؛ باید صدایی ازبرای اعتراض داشته باشند و ازبرای خودشان حق اعتراض قائل باشند.

سوم باید راحت بتوانند به پدر و مادرشان بگویند که این اتفاق دارد برایشان می‌افتد. به چه دلیل که امن‌ترین کسانی که می‌توانند با آنان درون این خصوص صحبت کنند، پدر و مادرشان هستند.

احساسات منفی کودکمان را به رسمیت بشناسیم

درون خصوص پیش‌فرض اول؛ درون موضوع آزار جنسی، چه می‌شود که بچه تشخیص نمی‌دهد که این فردی که دارد به بدن من دست می‌زند، حق ندارد این کار را بکند، من دوست ندارم و باید جلوی وی را بگیرم؟ موقعی که بچه چهار-پنج ماهه هست، غریبی می‌کند و دوست ندارد بغل کسی برود و ما به زور وی را به بغل عمو و خاله و مادر بزرگ می‌دهیم با این استدلال که بدشان می‌آید، عیب هست، زشت هست. نه اینطور نیست؛ زمانی بچه غریبی می‌کند و دوست ندارد برود بغل کسی ، شما این کار را نکنید. لازم نیست حتما طوری باشد که سمت مقابل بر بخورد . خیلی آرام می‌توانید بگویید مثلا پویا الان کمی خجالت می‌کشد عموجان! بعدا یواش یواش خودش می‌آید بغل شما. این سبب می‌شود احساس ناخوشایندی که اقتضای سن اوست، به رسمیت شناخته شود.

به احساسش اعتبار بدهید به جای اینکه این نخواستن را سرکوب کند، شما به وی اجازه و عرصه بیان احساسش را بدهید. زمانی جایی می‌روید و بچه غذایی را دوست ندارد، به وی نگویید به زور بخور. بگذارید بداند این “دوست نداشتن” به این معنی چه. زمانی بچه می‌گوید من گرمم هست، نگویید نه گرم نیست! سرد هست، بپوش. بگذارید تشخیص دهد که گرمش هست. سردش می‌شود؟ عیب ندارد بگذارید سردش شود و تجربه کند. دفعه دیگر خودش بفهمد که باید چه لباسی بپوشید. از احساس سردی کردن نمی‌میرد ولی سرکوب احساسش قطعا سبب ضربات جدی به وی می شود. پس این قدم اول هست که ما به بچه‌ها یاد دهیم که احساس خود را به رسمیت بشناسند و تشخیص دهند که دارد به آن‌ها ظلم می‌شود و سمت مقابل حق ندارد این کار را بکند.

اعتراضِ بدون گستاخی را به وی یاد بدهیم

پیش‌فرض دوم این هست زبان اعتراض داشته باشد و اجازه اعتراض داشته باشد. آیا ما درون خانه به بچه‌هایمان اجازه اعتراض کردن به والدین را می‌دهیم؟ حتی درصورتیکه صددرصد حق با آن‌ها باشد، این را به آن‌ها می‌گوییم؟ عذرخواهی می‌کنیم؟ به صدای اعتراض‌شان گوش می‌دهیم؟ فکر نمی‌کنم این جواب درون موارد خیلی زیادی مثبت باشد. ما می‌خواهیم بچه مودب و حرف گوش کن باشد، سربه‌زیر باشد و احترام بگذارد و این کار را به بهای خاموش کردن صدای این بچه انجام می‌دهیم. ارزشش را ندارد؛ یاد بدهیم به بچه که حتی درون مقابل پدر و مادر حق اعتراض دارد و البته یادش بدهیم چطور بدون گستاخی و بی‌ادبی اعتراض کند و اعتراضش را بپذیرید.

نخستین پناهگاه فرزندان‌مان باشیم

و سرانجام اینکه به چه دلیل بچه‌ها نمی‌آیند ظلمی که به آن‌ها شده را به پدر و مادر بگویند؟ بخاطر اینکه یک: از خود پدر و مادر می‌ترسند و دو: احساس نمی‌کنند که پدر و مادر از آن‌ها حمایت خواهند کرد یا حرف‌شان را باور خواهند کرد. این ارتباط، این پیوند عاطفی میان والد و فرزند به سلامت شکل نگرفته و بچه‌ها دلبستگی ایمن ندارند. درون مورد ترس از والدین این یک باور غلطی هست که حتی من درون میان اقشار تحصیلکرده جامعه می‌بینم و آن اینکه بچه باید از پدرش حساب ببرد. نه! بچه باید اول پدر را دوست داشته باشد و به وی احساس نزدیکی کند و پس به وی احترام بگذارد. حساب بردن و ترس درون رابطه والد و فرزندی هرگز جای ندارد و نباید داشته باشد. بچه‌ای که از خود پدر و مادر بیشتر می‌ترسد به چه دلیل باید بیاید و معضلی که ازبرای وی اتفاق افتاده هست را بگوید.

کاری کنید که بچه‌هایتان درون هر سنی که هستند درصورتیکه به سهو یا عمد بدترین کارهای دنیا را کرده باشند، نخستین کسی که به ذهنش می‌آید که به وی پناه ببرد، شما باشید. پدر یا مادرش. متاسفانه اینطور نیست؛ زمانی بچه‌ها یک غلط می‌کنند و یک مشکل برایشان پیش می‌آید تلاش می‌کنند از پدر و مادر مخفی کنند تا خودشان مورد سرزنش قرار نگیرند.  درون مواردی بعضی قربانیان تعرضات جنسی زمانی که این قضیه برملا شده، توسط پدر و مادرهایشان مورد ملامت قرار گرفته‌اند که حتما یک کاری کرده‌ای، به چه دلیل این با بقیه این کار را نکرده هست.

کاری بکنید که فرزندتان اطمینان داشته باشد علیرغم آن کار بسیار بد، پدر و مادر همیشه پشت وی هستند و از وی حمایت می‌کنند. نه اینکه کارش را تایید کنند؛ ولی پدر و مادر یک مأمن گرمی هستند ازبرای بچه‌ها که تمام مشکلات‌شان را می‌توانند آنجا ببرند و مسیر‌حل مشکلات‌شان آنجا هست و حداقل چیزی که دریافت می‌کنند، حمایت و پذیرش هست.

انتهای پیام/